تبليغاتX
نام قبیله ایم شرمساری است
شرح ندارد این وبلاگ لعنتی
روزها عصب می کشم

تا چیزی مثل چرکابه ی خون

پا به پای خیابانهای هرزه

با تن هوس آلود آسفالت بلاسد.

دو     ر    می

چنگ می شود:سیمها و سیمها

تا اغازیدن دامنه های تغییر به انهدام شما ریشخند شود

فا     سل    لا

روزها از پی هم در تلاقی ناخواسته های عقیم

در پی باران در پی برف که دیگر نمی بارد

با هر قطره اش خونابه های تنت را لیسه می کنم

افکاری که به طاقدیس جغرافیا ماننده است

با ارتفاعی پست تر از سطوح زمین.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محسن  |